سلام
اینبار میخوام بجای شروع کردن از تو از اوضاع و احوال این روزها بگم.دقیقا پنج روزی از گرون و کارتی شدن بنزین و قطع اینترنت میگذره.میدونی یه موقعهایی به قطعیه اینترنت و نبودنش میخندیدیمازش جوک میساختیم و میگفتیم بدون اینترنت واقعا میمیریماما الان چند روز گذشته و باید بگم با سختی هم که باشه زنده ایم.آره درسته،هنوزم داریم به زندگی ادامه میدیم.میدونی الان تو این وضعیت دارم فکر میکنم ما جزو جهان سوم که نه، حداقل جزو یک سومش شاید قبول بشیم،چون میتونیم به بعضی سایتهای اینترنتی داخلی دسترسی داشته باشیم،خنده داره نه؟
میگن برای امنیت بیشتر باید فعلا اینترنت قطع باشه،چون چاره ای جز این ندارن.
حالا بزار بگم
وقتهایی که تو بودی،هیچوقت به نبودنت فکر نکردماصلا خندم میگرفت منُ بدونِ تورو تصور کنم.حتی شوخی شم قشنگ نبودچون من بدون تو،تو بدون من یعنی مرگ حتمیحتما یادته؟ میگفتی بدون من میمیری
الان چند سال گذشته از اون حرفها،از اون مرگِ حتمیمرگ که فقط جسمی نمیشه جانمیه موقعهایی روح ادمها، احساس ادمهاس که میمیرهچندسالیه که نیستیگفتن برای خودت میگیم،فراموشش کندیگه نیستزندگی تو بکنچاره ای جز این نداری
بیاین قبول کنیم،آدمها خودشون مهمِ زندگی خودشونو درک میکنن،کاسه داغتر از آش نشیمیه ادم دلخوشه خاطراتشهدلخوشِ یه لبخنددلخوش یه دستخت که گوشه کتابش نوشته دوستت دارمدلخوشِ یه شکلات تو کیفِ دستیِ قدیمیشهبه دلخوشیِ آدمها دست نزنیمشاید تنها چیزیه که براش موندهدرک کنیماحترام بزاریم


درباره این سایت