برامون سخته قبول کنیم که داره تموم میشهسخته قبول اینکه اون ادم، از باورامون چقدر فاصله گرفته و غریبه شده
بهم میگه،بخدا میدونم که اشتباهه اما نمیدونم چرا انقدر دوسش دارم؟! چرا نمیتونم ازش فاصله بگیرم؟
بهش گفتم، همه اشتباها دوست داشتنی انمثل تجربه ی اولین پوکِ سیگارمیدونی اشتباهه،میدونی ضرر داره برات اما با لذت تمام کام میگیری،چون فکر میکنی آرومت میکنه،چون خودتو بهش محتاج میدونی
یکبار واس همیشه باید بتونی بزاریش کنارمن نمیگم بهش فکر نکننه تا میتونی بهش فکر کن،باهاش تو رویا قدم بزن، حرف بزن، باهاش عکس یادگاری بگیراما یادت نره بعضی آدمها از دور قشنگترنوقتی نزدیک بیان هم آسیب میبینی هم باورات خراب میشه.
دوسش داشته باش اما از دوراز خیلی دور
مثل من.جای خالیش همیشه هست، هیچکس هم جاشو پُر نمیکنه.اما باشه، زندگی که فقط این نیست. باید به اون روز برسم که بگم منم میتونم .
روزبه بمانی تو هندزفری میخونه:
مثل یه دیوونه شدم
که خسته اس از دیوونگیش،
ولی نمیزاره جنونشم بمیره
جنون بمیره
یکی به دادم برسه،
به قیمت کشتن من،
امید برگشتن تو،
ازم بگیره،
از من بگیره
درونِ ما شاید پُر شده از ردپایِ آدمهایی که رفتن
آدمهایی که هر کدوم یه چیزی رو جا گذاشتن.یه خاطرهیه حرفیه لبخندیه نگاهو تجربه
اینکه تو دیگه اون آدمِ قبلی نیستی یعنی یه قدم رو به رشد برداشتی.رو به سویِ چیزی میری که میخوای.آدمها شاید تو این راه کمکت کنن و شاید گمراه،این تویی که باید از نکات مثبتشون استفاده کنی و به چیزی که تورو از این راه منحرف میکنه اهمیت ندی.
هر آدمی تو زندگیش یه خلائی داره که اون جای خالی فقط با دوست داشتنی پُر میشه که فراتر از دوست داشتن خانواده یا خدا یا چیزی هست.یک عشقِ عمیق.
ببین عزیز دوست داشتنی من، من تو این لحظه، یه قولی بهت میدم
همین لحظه ای که دمِ غروبهبویِ خاک بارون خورده فضارو شاعرانه کردهبهت قول میدم که هرجای دنیا باشی همیشه بهت فکر میکنم،همیشه عاشقت میمونم،همیشه بهترین من تو باشی و من تا همیشه بهت افتخار کنم.تو یه جایی زیرِ همین آسمون،داری نگاهم میکنی مگه نه؟ امیدوارم یه روزی ببینمت.
با رفتن آدمها از زندگیت هربار چیزی رو از دست میدی. بار اول احساس میکنی که دیگه عاشق نمیشی؛ یعنی حس عاشق شدن رو از دست میدی. اگرچه بعدها دوباره تجربهش میکنی اما شدتش دیگه مثل دفعه ی اول نیست. بار دوم چون سخت تر اعتماد کردی، وقتی میره، اعتمادت رو به آدمها از دست میدی. تاجایی که حتی به انتخاب های خودت هم اعتمادی نداری. بار سوم وقتی کسی میاد تو زندگیت، راحت پذیرای رابطه ی عاطفی جدید نیستی، مقاومت میکنی. فکر میکنی بی فایدهست و روابط و اشتباهات گذشته رو نباید تکرار کنی، سخت احساساتی میشی، و چون قبلا کنار گذاشته شدی دلتنگی های کسی رو باور نمیکنی. بعد از رفتن چندین آدم از زندگیت و اینکه هربار کسی تکه ای از تو رو برای همیشه برده، کمی دیر و برای چندمین بار کسی میاد تو زندگیت که شاید خیلی شبیه اون آدمی بوده که همیشه میخواستی، اما بعد یک مدت که پای دلخوری هاش میشینی، میگه: تو بی تفاوتی، بی اعتمادی، احساساتی نیستی. هیچوقت احساس نکردم که عاشقمی.» میخوای بهش بگی داشتی همرو ولی یدن اونهارو، اما ترجیح میدی به ناراحتی هاش دامن نزنی و سکوت کنی. آخرین آدم با رفتنش از زندگیت اینبار چیزی رو از تو میگیره که شاید دیگه نتونی به کسی بدی، و اون توانایی فرصت دادن به آدمهاست. اینطور میشه که بعضی ها زیبان اما تنهان. تحصیلات عالیه دارن اما تنهان. پولدارن اما تنهان. می نویسن تنهان. میسازن تنهان. #امیرعلی_ق پی نوشت: تو یکبار بیشتر زندگی نمیکنی. تنها کاری که از دستت بر میاد اینه که هر روز آدم قشنگی باشی. وقتی آدم خوبی باشی آدمها قسمت های خوب وجودشون رو بهت نشون میدن. فقط بعضی ها، خوبی یک قسمت کوچیک از وجودشونه و بعضی ها خوبی تمام وجودشون رو گرفته. آدمها وقتی میرن که برای تو خوبی هاشون تموم شده. کاش میشد اندازه ی خوبی آدمها رو فهمید. همون روز اول.
"امیرعلی ق" اینبار از زبون و فکر من نوشتی چقدر خوبه همون لحظه که باید، سَر میرسی.
سلام
اینبار میخوام بجای شروع کردن از تو از اوضاع و احوال این روزها بگم.دقیقا پنج روزی از گرون و کارتی شدن بنزین و قطع اینترنت میگذره.میدونی یه موقعهایی به قطعیه اینترنت و نبودنش میخندیدیمازش جوک میساختیم و میگفتیم بدون اینترنت واقعا میمیریماما الان چند روز گذشته و باید بگم با سختی هم که باشه زنده ایم.آره درسته،هنوزم داریم به زندگی ادامه میدیم.میدونی الان تو این وضعیت دارم فکر میکنم ما جزو جهان سوم که نه، حداقل جزو یک سومش شاید قبول بشیم،چون میتونیم به بعضی سایتهای اینترنتی داخلی دسترسی داشته باشیم،خنده داره نه؟
میگن برای امنیت بیشتر باید فعلا اینترنت قطع باشه،چون چاره ای جز این ندارن.
حالا بزار بگم
وقتهایی که تو بودی،هیچوقت به نبودنت فکر نکردماصلا خندم میگرفت منُ بدونِ تورو تصور کنم.حتی شوخی شم قشنگ نبودچون من بدون تو،تو بدون من یعنی مرگ حتمیحتما یادته؟ میگفتی بدون من میمیری
الان چند سال گذشته از اون حرفها،از اون مرگِ حتمیمرگ که فقط جسمی نمیشه جانمیه موقعهایی روح ادمها، احساس ادمهاس که میمیرهچندسالیه که نیستیگفتن برای خودت میگیم،فراموشش کندیگه نیستزندگی تو بکنچاره ای جز این نداری
بیاین قبول کنیم،آدمها خودشون مهمِ زندگی خودشونو درک میکنن،کاسه داغتر از آش نشیمیه ادم دلخوشه خاطراتشهدلخوشِ یه لبخنددلخوش یه دستخت که گوشه کتابش نوشته دوستت دارمدلخوشِ یه شکلات تو کیفِ دستیِ قدیمیشهبه دلخوشیِ آدمها دست نزنیمشاید تنها چیزیه که براش موندهدرک کنیماحترام بزاریم
درباره این سایت